💛حمایت‌های اخیر

۱۲ فیلم و سریال ابرقهرمانی که کلیشه‌های ژانر را می‌شکنند

۲۶ مهر ۱۴۰۵۸ دقیقه مطالعه۵ بازدیدکلودی صالحیکلودی صالحیصاحب سایت
۱۲ فیلم و سریال ابرقهرمانی که کلیشه‌های ژانر را می‌شکنند

تکرار داستان‌های مشابه و نبردهای همیشگی میان قهرمانان و شخصیت‌های شرور باعث شده برخی مخاطبان از فرمول‌های رایج آثار ابرقهرمانی خسته شوند. بااین‌حال، هنوز فیلم‌ها و سریال‌هایی وجود دارند که با روایت‌های متفاوت، شخصیت‌های پیچیده و پرداختن به موضوعات اجتماعی و روان‌شناختی، تصویری تازه از این ژانر ارائه می‌دهند.

در این فهرست، سراغ ۱۲ فیلم و سریال ابرقهرمانی متفاوت می‌رویم که از شوالیه تاریکی و لوگان گرفته تا پسران و جوکر، هرکدام به شیوه‌ای خاص قواعد مرسوم ژانر را به چالش می‌کشند.

۱. شوالیه تاریکی (The Dark Knight)image

فیلم The Dark Knight به کارگردانی کریستوفر نولان، یکی از شاخص‌ترین نمونه‌های فاصله گرفتن از کلیشه‌های رایج آثار ابرقهرمانی است. این فیلم به‌جای تمرکز صرف بر مبارزه بتمن با خلافکاران، مخاطب را با مجموعه‌ای از دوراهی‌های اخلاقی روبه‌رو می‌کند که هیچ پاسخ ساده‌ای ندارند.

اجرای ماندگار هیث لجر در نقش جوکر نیز یکی از مهم‌ترین نقاط قوت فیلم است. جوکر با زیر سؤال بردن مرز میان خیر و شر، نشان می‌دهد که ترس و ناامیدی چگونه می‌توانند انسان‌ها را به سمت تصمیم‌هایی غیرقابل بازگشت سوق دهند.

۲. واندر من (Wonder Man)image

سریال Wonder Man از دنیای سینمایی مارول، به‌جای تمرکز بر نبردهای بزرگ و تهدیدهای جهانی، داستان سایمون ویلیامز را روایت می‌کند؛ بازیگری که آرزو دارد نقش ابرقهرمان محبوبش را در یک فیلم سینمایی به دست آورد.

مشکل اینجاست که سایمون خودش قدرت‌های ابرقهرمانی دارد و کنترل آن‌ها، به‌خصوص هنگام تجربه حملات اضطرابی، برایش دشوار است. او در این مسیر از بازیگر باتجربه‌ای به نام ترور اسلتری کمک می‌گیرد.

نقطه قوت این اثر، تمرکز بر هویت فردی، روابط انسانی و نقاب‌هایی است که افراد در زندگی اجتماعی به چهره می‌زنند. قدرت‌های فراطبیعی در اینجا بیشتر ابزاری برای پیشبرد داستان هستند تا بهانه‌ای برای نمایش نبردهای پرزرق‌وبرق.

۳. لوگان (Logan)image

فیلم Logan تصویری متفاوت از ولورین ارائه می‌دهد؛ قهرمانی سالخورده که قدرت‌هایش رو به افول هستند و دیگر نمی‌تواند مانند گذشته به توانایی ترمیم سریع بدنش تکیه کند.

زندگی لوگان زمانی تغییر می‌کند که با دختری به نام لورا آشنا می‌شود؛ کودکی که قدرت‌هایی مشابه او دارد. لوگان باید همراه با چارلز اگزاویه، لورا را به مکانی به نام ادن برساند؛ جایی که گفته می‌شود جهش‌یافته‌های بازمانده در آن پناه گرفته‌اند.

این فیلم با ترکیب فضای وسترن مدرن و درامی تلخ، درباره پیری، فقدان، خانواده و میراث قهرمانان صحبت می‌کند. لوگان به‌جای نمایش یک قهرمان شکست‌ناپذیر، داستان مردی را روایت می‌کند که می‌خواهد در واپسین روزهای زندگی‌اش معنایی برای رنج‌های خود پیدا کند.

۴. تاندربولتز* (Thunderbolts*)image

فیلم Thunderbolts* گروهی از شخصیت‌های مسئله‌دار دنیای سینمایی مارول را کنار هم قرار می‌دهد. یلنا بلووا، باکی بارنز، مأمور آمریکایی، رد گاردین، گوست و شخصیتی مرموز به نام باب، اعضای این گروه هستند.

این شخصیت‌ها گذشته‌ای تاریک و مشکلات روانی حل‌نشده دارند. آن‌ها در جریان ماجرا مجبور می‌شوند با یکدیگر همکاری کنند، درحالی‌که هرکدام با احساس تنهایی، شکست‌ها و بحران‌های شخصی خود دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

در پس صحنه‌های اکشن و شوخی‌های معمول مارول، فیلم به موضوعاتی مانند افسردگی، آسیب‌های روانی و تلاش برای کنار آمدن با گذشته می‌پردازد. همین تمرکز بر شخصیت‌ها باعث می‌شود Thunderbolts* بیش از یک ماجراجویی گروهی معمولی به نظر برسد.

۵. پسران (The Boys)image

سریال The Boys یکی از بی‌رحمانه‌ترین نقدها به کلیشه‌های ابرقهرمانی را ارائه می‌دهد. در دنیای این مجموعه، ابرقهرمانان لزوماً انسان‌هایی فداکار و خیرخواه نیستند؛ بسیاری از آن‌ها محصول یک شرکت بزرگ هستند که از شهرت، تبلیغات و فروش محصولات مرتبط با قهرمانان سود می‌برد.

در این میان، هوم‌لندر به‌عنوان قدرتمندترین ابرقهرمان این دنیا، نمونه‌ای از ترکیب قدرت بی‌حدوحصر با خودشیفتگی و رفتارهای مخرب است. در سوی دیگر، گروهی از انسان‌های عادی تلاش می‌کنند با این قهرمانان فاسد مقابله کنند؛ آن هم در شرایطی که توانایی‌های آن‌ها به‌هیچ‌وجه با قدرت ابرقهرمانان برابری نمی‌کند.

طنز تلخ، خشونت بی‌پرده و نقد تجاری‌سازی قهرمانان از مهم‌ترین ویژگی‌هایی هستند که The Boys را از بسیاری از آثار هم‌سبک خود متمایز می‌کنند.

۶. ددپول (Deadpool)image

فیلم Deadpool با تکیه بر طنز سیاه، شوخی‌های بزرگسالانه و شکستن دیوار چهارم، قواعد معمول داستان‌گویی ابرقهرمانی را کنار می‌گذارد.

داستان درباره وید ویلسون، مزدوری است که پس از ابتلا به سرطان پیشرفته، به یک درمان آزمایشی تن می‌دهد. این فرایند قدرت ترمیم سریع را در اختیار او قرار می‌دهد، اما ظاهرش به‌شدت آسیب می‌بیند. وید در ادامه به دنبال انتقام از کسی می‌رود که مسئول این وضعیت است.

ددپول برخلاف بسیاری از قهرمانان جدی و آرمان‌گرا، شخصیتی پرحرف، بی‌پروا و خودآگاه دارد که مرتب با مخاطب صحبت می‌کند و حتی قواعد فیلم را به شوخی می‌گیرد. در کنار این فضای کمدی، داستان عاشقانه و انگیزه‌های شخصی او نیز به روایت بُعد انسانی می‌دهند.

۷. نگهبانان (Watchmen)image

فیلم Watchmen به کارگردانی زک اسنایدر، تصویری تاریک از دنیایی ارائه می‌دهد که در آن بیشتر قهرمانان قدرت فراطبیعی ندارند و صرفاً انسان‌هایی با لباس‌های مخصوص هستند. دکتر منهتن استثنای مهم این گروه محسوب می‌شود؛ شخصیتی که توانایی‌هایش از محدودیت‌های معمول انسانی فراتر می‌روند.

این فیلم به‌جای تقسیم ساده شخصیت‌ها به قهرمانان خوب و شروران بد، مرزهای اخلاقی را مبهم می‌کند. تصمیم‌های شخصیت‌ها اغلب هزینه‌های سنگینی دارند و مخاطب را با پرسش‌هایی دشوار درباره عدالت و مسئولیت روبه‌رو می‌سازند.

Watchmen نشان می‌دهد که گاهی نجات تعداد بیشتری از انسان‌ها، به تصمیم‌هایی منجر می‌شود که از نظر اخلاقی قابل دفاع نیستند. فضای نوآر، قاب‌بندی‌های خاص و استفاده از صحنه‌های آهسته نیز به هویت بصری متمایز فیلم کمک می‌کنند.

۸. جوکر (Joker)image

فیلم Joker به کارگردانی تاد فیلیپس، به‌جای روایت داستانی درباره نبرد یک قهرمان با دشمنش، روی سقوط تدریجی آرتور فلک تمرکز دارد؛ مردی که با مشکلات روانی و شرایط دشوار زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کند و رؤیای تبدیل شدن به یک کمدین را در سر دارد.

داستان در گاتهامی تیره‌وتار جریان دارد؛ شهری گرفتار فقر، بیکاری، نابرابری و آشفتگی اجتماعی. فشارهای محیطی در کنار مشکلات شخصی آرتور، مسیر زندگی او را به‌تدریج تغییر می‌دهند.

این فیلم با تمرکز بر روان‌شناسی شخصیت اصلی و فضای اجتماعی پیرامون او، از الگوی معمول فیلم‌های ابرقهرمانی فاصله می‌گیرد. جوکر بیش از آنکه درباره مبارزه با یک دشمن باشد، مطالعه‌ای تلخ درباره انزوا، طردشدگی و فروپاشی یک انسان است.

۹. لوکی (Loki)image

سریال Loki یکی از شخصیت‌های پیچیده دنیای سینمایی مارول را در مرکز داستان قرار می‌دهد. ماجرا درباره نسخه‌ای از لوکی است که در جریان اتفاقات Avengers: Endgame از مسیر اصلی رویدادها خارج می‌شود و در نهایت به دست مأموران سازمان TVA می‌افتد؛ سازمانی که وظیفه نظارت بر خطوط زمانی را بر عهده دارد.

لوکی در ابتدا همان شخصیت فریبکار و جاه‌طلبی است که مخاطبان می‌شناسند، اما اتفاقات سریال او را وادار می‌کنند درباره هویت، انتخاب‌ها و معنای وجود خود تجدیدنظر کند.

این مجموعه به‌جای تکیه صرف بر نبردهای ابرقهرمانی، داستانی درباره خودشناسی، رستگاری و فداکاری ارائه می‌دهد. تحول شخصیت لوکی و سبک بصری متمایز سریال، آن را به یکی از متفاوت‌ترین روایت‌های تلویزیونی مارول تبدیل می‌کنند.

۱۰. لژیون (Legion)image

سریال Legion با ترکیب ژانر ابرقهرمانی، تریلر روان‌شناختی و عناصر سوررئال، تجربه‌ای متفاوت خلق می‌کند. شخصیت اصلی داستان، دیوید، از کودکی با مشکلات روانی روبه‌رو بوده و بارها در مراکز درمانی بستری شده است؛ اما آشنایی با دختری به نام سید باعث می‌شود درباره ماهیت تجربه‌های خود تردید کند.

با پیشرفت داستان، مشخص می‌شود که توانایی‌های دیوید و ارتباط او با چارلز اگزاویه، ابعاد تازه‌ای به اتفاقات می‌بخشند. صداهای ذهنی، تغییر ناگهانی زمان و جابه‌جایی مرز میان واقعیت و توهم، بخش مهمی از هویت سریال را تشکیل می‌دهند.

Legion بیشتر از آنکه درباره شکست دادن یک شرور باشد، به بررسی هویت، خاطرات، آسیب‌های روانی و کنترل ذهن می‌پردازد. سبک روایت نامتعارف آن نیز مخاطب را در تجربه ذهنی شخصیت اصلی شریک می‌کند.

۱۱. اسپاون (Spawn - 1997)image

فیلم Spawn محصول سال ۱۹۹۷، یکی از آثار تاریک و متفاوت اقتباس‌شده از کمیک‌های ابرقهرمانی است. داستان درباره ال سیمونز، مأمور دولتی‌ای است که پس از مرگ به جهنم می‌رود و برای بازگشت به دنیای زندگان با یک موجود شیطانی معامله می‌کند.

اما بازگشت او مطابق انتظارش پیش نمی‌رود. ال درمی‌یابد که نامزدش با بهترین دوست او ازدواج کرده و خودش به موجودی هولناک به نام اسپاون تبدیل شده است. او باید در میان میل به انتقام و تلاش برای حفظ بقایای انسانیتش، راهی برای رهایی پیدا کند.

اگرچه جلوه‌های ویژه فیلم در مقایسه با استانداردهای امروزی قدیمی به نظر می‌رسند، طراحی بصری جهنم، لباس اسپاون و فضای صنعتی و تاریک اثر همچنان هویت خاصی به آن می‌بخشند.

۱۲. اسپایدر-نوآر (Spider-Noir)image

سریال Spider-Noir نسخه‌ای متفاوت از دنیای مرد عنکبوتی را به تصویر می‌کشد. داستان در نیویورک دهه ۱۹۳۰ و دوران رکود بزرگ اقتصادی جریان دارد و شخصیت اصلی آن، بن رایلی، کارآگاهی خصوصی است که گذشته‌ای به‌عنوان یک قهرمان نقاب‌دار دارد.

پس از تجربه فقدانی دردناک، او از زندگی قهرمانانه فاصله گرفته است؛ اما شرایط دوباره او را به مسیری پرخطر می‌کشاند.

یکی از ویژگی‌های شاخص این مجموعه، استفاده از فضای نوآر و ارجاع به سینمای کلاسیک است. تماشای داستان در قالب سیاه‌وسفید، حال‌وهوایی تلخ‌تر و ناامیدانه‌تر ایجاد می‌کند؛ درحالی‌که نسخه رنگی با ترکیب رنگ‌های متفاوت، برداشت دیگری از همان روایت ارائه می‌دهد.

این رویکرد بصری، در کنار فضای جنایی و شخصیت‌پردازی متفاوت، Spider-Noir را از نسخه‌های متداول مرد عنکبوتی متمایز می‌کند.

چرا این آثار برای طرفداران ژانر ابرقهرمانی متفاوت هستند؟

وجه مشترک این ۱۲ اثر، کنار گذاشتن بخشی از فرمول‌های تکراری ژانر است. بعضی از آن‌ها مانند The Boys به نقد صنعت سرگرمی می‌پردازند، بعضی مانند Logan و Joker روی بحران‌های شخصی تمرکز می‌کنند و آثاری مثل Watchmen و The Dark Knight مرز میان قهرمانی و اخلاق را زیر سؤال می‌برند.

در مقابل، Deadpool با طنز بی‌پروا و Legion با روایت سوررئال نشان می‌دهند که داستان‌های ابرقهرمانی می‌توانند از نظر لحن و ساختار نیز بسیار متنوع باشند.

در نهایت، اگر از نبردهای تکراری و شخصیت‌های بیش‌ازحد ایدئال خسته شده‌اید، این فیلم‌ها و سریال‌ها می‌توانند راهی برای تجربه جنبه‌های تازه‌ای از ژانر ابرقهرمانی باشند؛ آثاری که به‌جای تکرار یک فرمول ثابت، درباره هویت، قدرت، مسئولیت و ضعف‌های انسانی حرف می‌زنند.

کلودی صالحی

کلودی صالحی

تأیید شدهصاحب سایت@Cloudy
مشاهده صفحه اصلی

مقالات مرتبط